السلمي

381

مجموعة آثار السلمي

محسوب داشتند واظهار لذت از طاعات را نوعي از غرور وريا دانستند . أبو حفص گويد : « عبادات در ظاهر مايهء خوشنودى است ودر باطن مايهء غرور ، زيرا آنچه مقدور انسان باشد امرى است از پيش مقدر شده ، بنابراين كسى از انجام آن خوشنود نمىشود جز مغرور . » « 80 » در اين مسأله تا آن اندازه مبالغه مىكنند كه مىگويند : نسبت دادن طاعات وعبادات به بنده نوعي از شرك خفى است زيرا اين پندار در حقيقت اعتراف به وجود اراده براي انسان است در كنار ارادهء خداوندى . أبو عثمان حيرى از شيخ خود أبو حفص حكايتى در اين‌باره نقل مىكند بدين مضمون : مردى به أبو حفص گفت : مرا وصيتي كن ! گفت : « عبادت تو براي خداوند نبايد راهى براي معبوديّت تو شود ، عبادت خود را به منزلهء اظهار رسوم خدمت وبندگى به انجام رسان ، آن كسى كه به عبادت خود بنگرد خويشتن را پرستيده باشد . » « 81 » ازاين‌رو طاعت از نظر ملامتيه ، هرگاه به عنوان « امرى مورد اراده واختيار بنده » شناخته شود ، چيزى جز بيمارى نفس نخواهد بود ودرمان آن از طريق انابه وبازگشت كلى به جانب خداوند وتسليم مطلق به قضاى اوست تا آن حدّ كه بنده هيچ اثرى از نفس خود در عمل خويش نبيند . بنابراين ايشان برحسب قول رويم « حركت وسكون واختيار دارند ليكن حركت وسكون واختيارشان از اعمال ايشان نيست ، نسبت اين أمور به ايشان امرى است ظاهري ودر حقيقت به حركت درآورنده وساكن كننده واختيار كننده در ايشان خداوند است » . از سوى ديگر ، ملامتيه از اخلاص در طاعات وعبادات مفهومي مثالي برداشت مىكنند كه هيچگاه عمل انسان بدان حدّ نتواند رسيد . ومسلّم است هنگامى كه همهء اعمال انسان از وصول به درجهء كمال قاصر باشد جائى براي فخر ومباهات أو باقي نمىماند . در اين‌باره أبو يزيد بسطامى كه بسيارى از أقوال ملامتيه از زبان أو نقل مىشود گفته است : « اگر يك لا اله الا اللّه از من به صفاى حقيقي رسد ، از آن پس به هيچ چيز اعتنا نخواهم داشت » « 82 » . علت ديگرى هم از نظر ملامتيه براي به چشم نياوردن طاعات وبىارزش دانستن آن

--> ( 80 ) . رسالهء ملامتيه . ( 81 و 82 ) . رسالهء ملامتيه . شايد خوانندهء محترم نيز متوجه نتيجه‌گيرىهاى مبالغه‌آميز وأحيانا دور از واقعيت مؤلّف شده باشد . چنانكه ملاحظه مىشود در عبارات منقول از قول أبو حفص هيچ نكتهء غير عادى كه بتواند مستند اظهارات مؤلف باشد به چشم نمىخورد واين نقيصه‌اى است كه در سراسر كتاب وجود دارد . در اينجا ناگزير بايد يادآور شوم كه مرحوم عفيفي مانند بسيارى ديگر از صاحبنظران در درك مسألهء جبر واختيار وقضا وقدر دچار اشتباه شده واين امر در برداشتهاى أو از سخنان مشايخ اثر گذاشته است . - م .